خرید بک لینک
پریسا جان وقتی احمدخان با سرکار رفتن ماهور موافقت کرده بوده و هم اینکه ماهور تو یه اداره کار می کنه پس دانشگاه هم رفته. مردهای ظالم داریم اما بیشترشون با درس مخالف نیستن یا احتمالا با خون دل کردن طرف موافقت می کنن.

پریسا جان تو نوشتن موفق باشی. نوشتن خوندن و نوشتن زیاد می خواد.

این یه پست ملایم بعد از درگیری دیشب!

از احسان بخاطر بچه ننه بودنش متنفرم.

برچسب: پست بیست و نهم رمان صورتکها,پست بیست و دوم رمان صورتکها,صورتکها پست بیست و یکم,صورتکها پست بیست و پنجم,صورتکها پست بیست و چهارم,صورتکها پست بیست وسوم,پست بیستم رمان وحشی اما دلبر, نویسنده: متین اکبری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 14:32

صفحه بندی