خرید بک لینک
حس می کنم خالی میشم اگه بتونم بنویسم.

یادم میره که باید کرور کرور اشک بریزم.

مرگ حقه اما بازم داغ داره. حداقل اینکه دوتا بزرگتر که تو خونه باشن به امید اونا جمع میشیم دور هم.

اما کو دیگه بزرگتر ما؟

برچسب: پست چهل و چهارم رمان صورتکها,پست چهل و هشتم,پست چهل و ششم,پست چهل و نهم,رمان صورتکها پست چهل و دوم,پست پنجاه و یکم,صورتکها پست چهل و هشتم, نویسنده: متین اکبری تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 15:45

صفحه بندی